اتوبوسی به نام هوس

...

شکلی دیگر از زندگی است این بی‌شکلِ نام‌ناپذیر؛ رضا به کمترین‌ها چرا که پذیرفته‌ای سهم بیشتری کنار گذاشته نشده. که اگر سقف است، همین اتاق کوچک خوب است، اگر حسِ زنده بودن است که نورِ بی‌رمق صبح‌ها هنوز می‌تواند چشم را بزند! اگر معشوق است که دیگر دلو در چاهِ عشق نباید انداخت؛ همین که گاهی سخاوت به خرج دهد و قطره‌ای برای رفع تشنگی ببخشد، کافی است! اگر زیبایی است که حد فاصل تغییر شکل یک تکه ابر از خرگوش به اژدها هم تماشایی است. اگر امنیت است که دستی که دراز می‌شود تا برای عبور از خیابان و برای لحظه‌ای دستانت را بگیرد، ایمنی است.

زندگی تمامِ تلاشش را می‌کند اگرچه کج و معوج از روزنی وارد شود و من صیادِ بارقه‌های نور شده‌ام! اگرچه گذرا و اگرچه دروغین!

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ساعت 1:48  توسط بلانش دوبوآ  |